آخ که چقدر گرم است.
آخ که چقدر گرم است.
برچسب: نویسنده: مانی خلیلی تاريخ: جمعه 14 آذر 1404 ساعت: 21:36
من به تراپی رفتم. خبر این است که خیلی خیلی سختتر از آن چیزی بود که فکر میکردم! خیلی سختتر! جلسه خیلی بیشتر از یک ساعت طول کشید. خیلی اذیت شدم و پوستم درآمد! من اساسا آدم ضعیفی نیستم ولی چون با هیچکسی دربارهٔ دردهایم صحبت نمیکنم برایم سنگین بود که غریبهای بدترین و سنگینترین رازم را بداند. مثل همهٔ روانشناسها از من خواست که روی مسئلهام تمرکز کنم. گفتم چه تمرین سادهای! حتی او را خنداندم! آه ای حال نامعلوم!
برچسب: نویسنده: مانی خلیلی تاريخ: جمعه 14 آذر 1404 ساعت: 21:36
برچسب: نویسنده: مانی خلیلی تاريخ: جمعه 14 آذر 1404 ساعت: 21:36
با زندگیام چکار کنم؟ سوالی است که مدتی کوتاه با ان زندگی میکنم. ترسناک است در حدی که به کارهای خطرناک فکر میکنم. فکر میکنم اخرین پشه ی بدذات خانه را کشته ام و بعد دیگر نمیدانم که هستم. قاتل یا نجات دهنده.
برچسب: نویسنده: مانی خلیلی تاريخ: جمعه 14 آذر 1404 ساعت: 21:36
برای اتمام سریال سکس اند د سیتی. سلامتی سامانتا❤️
برچسب: نویسنده: مانی خلیلی تاريخ: جمعه 14 آذر 1404 ساعت: 21:36
برچسب: نویسنده: مانی خلیلی تاريخ: جمعه 14 آذر 1404 ساعت: 21:36
اولین شب را در بیست و هشت سالگی به عنوان همراه بیمار در بیمارستان میخوابم و حسابی ترسیدهام. خانمهای زانو دریده و کلیه پاره و هراسان. حالهای نامیزان و قلب شکسته من در این اتاق جمع شدهاند. حالم خپش نیست. تازه بعد از سه هفته از بیماری جستهام و آخر سر بیمارستان آمدم. حالم خیلی بد است آنقدر بد که حتی نمیتوانم بگویم چرا.
برچسب: نویسنده: مانی خلیلی تاريخ: جمعه 14 آذر 1404 ساعت: 21:36
رفتیم یک تئاتر خیلی بد. بقیه دفاع میکردند ولی من به اندازهٔ کلشان فقط نمایشنامه خواندهام. نمایش دیدهام و نقد خواندهام. حالم بهم خورد. خدا را شکر که فقط چهل و پنج دقیقه بود. با بچهها رشت هم رفتیم و پاپا هم مرد.
برچسب: نویسنده: مانی خلیلی تاريخ: جمعه 14 آذر 1404 ساعت: 21:36
سریال میبینم و به هیچ چیزی فکر نمیکنم. البته شاید فکر هم بکنم. صدای سریال توی خانه میپیچد و من ارام میشوم. توی یوتوب میچرخم و خودم را لایق دیدن ولاگ ژاپنیهای آرام نمیبینم. حتی لایق دیدن هیچ ویدئوی آرامی نیستم و انگار به طور کلی آرامش به من نیامده. پاپای علی مرد. رفتیم ختم. برگشتیم و من به تراپی رفتم.حالم خوش نیست و حسابی کلافهام. مقالهها را ننوشته و نخواندهام. همین. آبان هم چنین است و چنان است.
برچسب: نویسنده: مانی خلیلی تاريخ: جمعه 14 آذر 1404 ساعت: 21:36